آراز کوچولو در 4 ماهگی
آراز جونم هر چقدر بزرگتر میشی شیرین تر میشی عزیزم . تو ٤
ماهگیت ٢ تا دست خودت رو با هم به دهنت می بردی نمی
دونستی کدومش رو بخوری بعضی وقت ها هم ٢ تا انگشت
کوچیکت رو می مکیدی . وقتی می خواستیم بخوابونیمت واسه
خودت لالایی می گفتی . دیگه از دراز کشیدن خوشت نمی اومد
فقط می خواستی بشینی عزیزم بعضی وقت ها جیغ های بلندی
می کشیدی . حرف زدنت نسبت به ماه قبل کمتر شده بود .
بعضی وقت ها هم از ٢ تا دستت میگرفتیم و تاتی تاتی می کردی
و جیغ می کشیدی.



آراز جونم ٣ آذر ماه بردیمت مسجد امام حسین واسه مراسم
شیرخوارگان حسینی و تو اونجا سرباز علی اصغر شدی عزیزم
برات لباس سبز پوشونده بودیم خیلی بهت می اومد عزیزم تو
مسجدم خیلی پسر خوبی بودی اصلا گریه نمی کردی پسر گلم.

اینم از عکس های اون روزت





مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آراز کوچولو در 4 ماهگی
